فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
12
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
صبا و سمير نفحهء « 1 » شمال راه باديهء هجران پيموده و قدم اجتهاد به مغيلان حرمان فرسوده . در وادى العقيق « 2 » بر عقيق اشك عاشقان شتافته و در سر منزل رقمتين رقم قبول يافته ، سلعهء شوق را به جبل سلع رسانيده و لوعهء التياع به زيارت زوراء نشانيده و در قبّهء قبا ، قباى طاقت چاك كرده و در بقعهء بقيع بر سر خاك كرده . بر در باب السّلام جهت تقبيل و التثام بر زمين تضرّع فتاده و باب رحمت بر روى خود گشاده . از پايهء منبر به معراج صفا رفته و از آن جا به مقام روضهء مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - رفته ، باز مرهمى بر ريش نهاده و به عزم زيارت قدمى پيش نهاده ، در مقابل مرقد مكرّم سيّد ولد آدم واقف و مراقب و زبان حالش ناطق بدين نعوت و مناقب : ابيات نبىّ البرايا سلام عليك * صفىّ المزايا « 3 » سلام عليك سلام تو آسايش جان من * از او تازه هر لحظه ايمان من زهى قبّهء عالمآراى تو * زهى مرقد راحت افزاى تو فلك خواست در مرقد نازنين ( 6 - پ ) * كند پردهء خويش فرش زمين و ليكن از آن آسمانى كند * كه بر قبّهاش سايهبانى كند زهى نازنين مرقد جانفزا * كه خاكش بود بهتر از توتيا اگر توتيا ديده روشن كند * همين چارهء ديدهء تن كند دل خاك قبرت كه چشم من است * از او ديدهء جان همى روشن است سلام على المرقد الاقدس * سلام على المدفن الأنفس هزاران درود و هزاران سلام * ز ما بر محمّد عَلَيه السّلام دگر بر سپهدار اصحاب او * ابو بكر صِدّيق همخواب او دگر بر دوم صاحبِ نامدار * ابو حفص فاروقِ پرهيزگار
--> ( 1 ) . F : نفخه ( 2 ) . K : وادى عقيق ( 3 ) . كذا در هر دو نسخه